دین و دین گریزی 41- مسلک صحیح
بر اساس معارف اهل بيت پيغمبر (صلي الله عليه و آله) و مطابق تفسير صحيح قرآني و تحليل درست علمي، هيچكدام از دو مسلك فوق صحيح نيست، بلكه ما به چيزي بين اين دو «اَمْرٌ بَيْنَ الْاَمْرين»[1] معتقديم. يعني هم مسلك «جبر» را غلط ميدانيم، زيرا بهطور بديهي درك ميكنيم كه انسان همهي كارها را با اراده و انتخاب خود انجام ميدهد. و به بيان ساده: همينكه انسان در هنگام انجام خيلي از كارها، دچار ترديد و تحيّر ميشود كه انجام دهد يا خير؟ همين خود دليل بر قدرت اختيار و گزينش است. اگر انسان در كارها مجبور و بياراده ميبود، به شكل اتوماتيك مثل يك ماشين ميبايست عمل كند و ديگر نوبت به فكر كردن و تصميم گرفتن او نميرسيد.
«اي كه گويي اين كنم يا آن كنم؟ اين نشان اختيار است اي صنم!»
و مسلك «تفويض» را هم غلط ميدانيم، زيرا طبق دهها دليل، ارادهي خداوند متعال بر همهي عوامل و ارادهها حاكم است و به كسي واگذار نكرده، و اگر بخواهد ميتواند، قدرت و اراده را از انسان سلب كند و جلوي كارهاي او را بگيرد، ولي نميكند. و نظام آفرينش طوري تنظيم شده كه انسان تمام كارهاي خود را، از راه به كارگيري اسباب و عوامل آن انجام دهد (كارها چه خوب و چه بد) و آخرين حلقه علل و اسباب، «اراده» خود انسان است.
پس همهي قدرتها از خداست و انسان با قدرت خدادادي و با ارادهاي كه خدا داده، اعمال خود را انجام ميدهد و بدينگونه كردههاي او، افعال اختياري او حساب ميشود.
مولوي بيان زيبايي دارد، ميگويد: همينكه درك ميكنيم كه نيازمنديم و بايد التماس و زاري كنيم، سپس معلوم ميشود، كارها به ما واگذار نشده! و نيز همينكه در مواردي از اعمال غلط خود خجالت ميكشيم و نزد وجدان خود را محكوم مييابيم، پس معلوم ميشود، خود كردهايم و مجبور نبودهايم!
«زاري ما شد دليل اضطرار خجلت ما شد دليل اختيار»
1- ر، ك: اصول كافي كتاب التوحيد باب 30 (مترجم مصطفوي ج 1 ص 215)
-تابان-
