دین و دین گریزی 39- تسنن تشیع
مراتب پذيرش، تسنّن، تشيّع
بعد از رحلت پيغمبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) گروهي از سران طوايف، در پذيرش دوازده نفر از جانشينان آن حضرت كه همه را به نام معرّفي كرده بود، دچار شك و ترديد شدند و سرانجام نيز نپذيرفتند و در اين كار با عظمت، از پيغمبر اطاعت نكردند.[1]
در ادامهي تاريخ نيز به جهت آنكه قدرت را در دست داشتند، اكثريت مسلمانان از آنها پيروي كردند. در اثر اين انحراف، دودمان بنياميه (كه دشمنان پيغمبر در جنگها بودند) و بعد هم دودمان بنيالعبّاس، خلافت جهان اسلام را به ناحق در دست گرفتند. اينها در اصطلاح تاريخ و عرف ديني «سنّي» ناميده شدند. و بر اساس عدم پذيرش فوق، حدود چهل هزار حديث و تمام معارف نقل شده از خاندان پيغمبر (صلي الله عليه و آله) از قبيل دعاها، مناجاتها زيارتها را كنار گذاشتند.
در مقابل آنها جمعيّت «شيعه» قرار دارد كه طبق سفارش مؤكّد پيغمبر (صلي الله عليه و آله)
در حديث متواتر «ثقلين»[2] جانشيني آن دوازده نفر را پذيرفتند و آنان را امامان معصوم ميدانند و اطاعت آنها را واجب ميشمارند. علماء اسلام در معرّفي امامان و شيعيان و تبيين مرام آنان هزارها جلد كتاب نوشتهاند. شيعه در تمام معارف بر اساس استدلال و منطق از قرآن و سنّت اهل بيت پيغمبر (عليهمالسّلام) تبعّيت ميكند و مشخّصه مهمّ تشيّع (بعد از پذيرش اصل توحيد و نبوّت و معاد) پايبندي به دو اصل «عدل و امامت» است. امام هشتم حضرت رضا (عليهالسّلام) فرمود: امامت، اساس اسلام مترقّي و شاخههاي رفعت بخش آن است»[3]
سخن مهمي را ابوجارود نقل ميكند، گفت: به حضرت باقر (عليهالسّلام) عرض كردم: اي پسر پيغمبر! آيا شما دوستي و دلباختگي و پيروي مرا نسبت به خود ميدانيد؟ فرمود: آري. عرض كردم: من از شما پرسشي دارم كه ميخواهم به من پاسخ فرمايي، زيرا چشمم نابيناست و كمتر راه ميروم و نميتوانم هميشه به زيارت شما آيم. فرمود: خواستهات را بگو. عرض كردم: به من بفرماييد ديني كه شما و خاندانتان براي خدا پسنديدهايد و به آن پايبند هستيد، چگونه است كه من هم بدان متدين بوده و پذيرا باشم؟ فرمود: سخن كوتاه كردي و سؤال بزرگ نمودي. به خدا سوگند دين خود و پدرانم را كه خداي عزوجل را با آن دينداري ميكنيم، به تو ميگويم: آن دين عبارتست از: شهادت به وحدانيت خدا، و شهادت بر رسالت محمد (صلي الله عليه و آله)، و اقرار و پذيرش آنچه از طرف خدا آورده، و ولايت و دوستي ولّيِ ما خاندان، و بيزاري از دشمن ما و تسليم بودن در مقابل امر ما، و منتظر بودن براي قائم ما،[4] و تلاش و كوشش براي انجام فرمان ما، و دوري و پارسايي از حرام ما.[5]
۱- ر،ك: علامه عبدالحسين اميني، الغدير شامل 11 مجلّد
۲- حديث متواتر مفيد قطع و يقين است و آن را بيش از پنجاه نفر از سران بزرگ حديث و تاريخ نقل كردهاند. ر، ك: الغدير ج 3 ص 65 و 80 و 297، ج 5 ص 284 و 363، ج 6 ص 330، ج 10 ص 278 به نقل از منابع اهل سنّت.
۳- اصول كافي كتاب الحجّة باب 15 حديث 1 (مترجم ج 1 ص 286) خوانندهي گرامي! توجه دارند كه با وقوع انقلاب اسلامي ايران به رهبري امام خميني و دگرگوني تاريخي كه در جهان ايجاد كرد، بيش از هر استدلال ديگر، اهميّت و ضرورت امامت را روشن ساخت و معلوم شد كه اگر امامت نباشد، اسلام نخواهد بود.
۴- اشاره است به مسألهي انتظار منجي جهان بشريّت حضرت مهدي (عليهالسّلام).
۵- اصول كافي (باب دعائم الاسلام حديث 10) مترجم، ج 3، ص 34
-تابان-